بخش سوم(پايانی)
باري، از زمانهاي گذشته تا حال تقسيمات مختلف و متفاوتي از كردها و گويش هاي كردي شده است . از اين دست تقسيمبندي ها نمونه وار به تعدادي اشاره مي شود.
امير شرف خان بدليسی در شرفنامه، كردها را به چهار دسته : كرمانج، گوران، كلهر و لر تقسيم كرده است. از اين تقسيم بندي به دست مي آيد كه از ديرباز لرها طايفهاي از كردها شناخته شده اند چنانكه در شرفنامه به تفصيل درباره لرها و حاكمانشان سخن گفته شده است.
شيخ محمد خال زبان كردي را به چهار لهجه اساسي و اصلي تقسيم مي كند:
1- زازايي
2- كرمانجي شمال كه عبارت است از : بوتاني، حكاري، بايزيدي، شمديناني
3- لري كه عبارت است از : بختياري، لكي، فيلي 4- كرمانجي شرق كه عبارت است از سوراني ، باباني ، مكرياني، اردلاني ، گوراني ، كلهري.
اين تقسيم بندي نشانگر نا آشنايي اين محقق با گويشهاي كردي جنوبي مخصوصاٌ فيلي است و سخت متأثر از تقسيم بندي سياسي و اداري. چه كردي فيلي و حتي لكي نزديكترين گويش به كلهري و گوراني است و قاعدتاً بايد در اين دسته مي آمد نه در دسته مربوط به لري. اين محقق توجه نداشته است كه لُري بختياري با لري لرستان فعلي متفاوت است. در اين دسته بندي اشارهاي به لري رايج در لرستان نشده است.
توفيق وهبی به سال 1951 ميلادي زبان كردي را به چهار دسته كرمانجي ، لري، گوران و زازا تقسيم كرده است و بختياري و لكي و فيلي را در ذيل عنوان لري ذكر است كه همان ايراداتي كه بر تقسيم بندي خال وارد شد، متوجه آن است.
ای. م. ارانسكی خاورشناس روس در كتاب ارزشمند خود به نام مقدمه فقه الغه ايراني، گويش هاي كردي را چنين تقسيم كرده است:
«1- كرمانجي(گويشهاي شمال غربي زبان كردي)؛و
2- كردي (گويشهاي جنوب شرقي)».
و آورده است: « لهجه كرمانجي بيشتر در ميان كردان تركيه (نواحي ماردين و نخجوان و بهدينان و حق ياري و وان و موش و ارزوم ) و ايران ( در نواحياي كه از قسمت مغرب به درياچه رضائيه (اروميه) متصل ميباشد و در خراسان) و شمال عراق(كردان سنجار و موصل) و سوريه و شوروي متداول است».
«در كردستان ايران ( در كرمانشاه و سنندج و مهاباد و غيره) و شمال شرقي عراق (ناحيه رواندوز و اربيل و كركوك و سليمانيه بيشتر به لهجه «كردي» سخن ميگويند.» و افزوده است :« لهجه هاي بعضي از قبايل كردي با لهجه هاي اصلي مزبور آنچنان متفاوتند كه محققان آنها را زبانهاي مستقلي مي دانند؛ مثلاً از آن جمله است لهجه گوراني( در ناحيه كرمانشاه) كه افراد قبيله گوران بدان متكلمند و لهجه زازا (متكلمان به اين لهجه را «ديملي» ميخوانند ) كه در ميان كردان بعضي از نواحي تركيه متداول مي باشد.»
از اين تقسيم بندي به دست مي آيد كه بر خلاف ديگر تقسيم بنديها« لري» جزء گويشهاي كردي محسوب نشده است و به پيروي از همان شائبه پيشين و توجه به تقسيمات سياسي و اداري ، اشارهاي به گويش كردي ايلامي در زمره گويشهاي كردي نكرده است حال آنكه كه گويش اهالي كرمانشاه، كردي ذكر شده است. پيداست نظر به همساني گويش كردي ايلامي و كرمانشاهي اين نظريه خلل پذير است.
« جهمال نه بهز» در كتاب خود به نام« زماني يه كگرتوی كوردي»]زبان منجسم كردي[ زبان كردي را به دو شاخه اصلي و دو شاخه فرعي تقسيم كرده است.
1- شاخه هاي اصلي عبارتند از : كرمانجي(كردي) شمالي ، شامل گويش هاي : بوتاني، جزيرهاي ، هكاري باديناني ، آشيتهاي و بايزيدي(با محوريت گويش جزيرهاي)؛ و
2- كرمانجي(كردي) ميانه، شامل گويشهاي سليمانهاي ، سنهاي – اردلاني، كركوكي، گرمياني، اربيلي- سوراني، مكري و شارباژيري( با محوريت گويش سليمانيهاي)
و دو شاخه فرعي را چنين تقسيم كرده است: 1- كرمانجي(كردي) جنوبي، شامل گويشهاي : فيلي ، كرماشاني، لكي ، كلهري و خانقيني؛ و 2- كرمانجي(كردي) گوراني- زازايي.
اين محقق مجموعه گويش هاي فرعي جنوبي را تحت عنوان «لري» آورده است و چنين به دست مي آيد كه تلقي ايشان از «لري» همان است كه ما تحت عنوان كردی جنوبی ميشناسيم و به عبارتي ديگر هيچ اشارهاي به لري لرستان و بختياري نكرده است اينجاست كه «لري» يك معني اصطلاحي يافته است و معنايي جز آنچه ما از «لري» در مييابيم، يافته است . پيداست اين كژتابيها منشأ اختلاف ها و دريافتهاي متفاوت از «لري» ميشود كما اين كه چنين نيز شده است . اين اصطلاح امروز نيز رايج است و به نظر مي رسد هر جا كه به لر اشاره ميشود ، كردهاي جنوبي منظور است . اما اين پرسش پيش مي آيد كه لرها نه به معني اصطلاحي كه به معناي قاموسي و اصلي خود چه هستند و در كجاي اين تقسيم بنديها قرار ميگيرند .
واژه « لر» براي اولين بار در نوشته هاي بعضي از مورخين و جغرافينگاران قرن چهارم هجري و بعد از آن ميبينيم كه اغلب به صورت «اللريه، لاريه، بلاد اللور و لوريه » ضبط شده است . با اين حال تا قرن هفتم هيچ گونه نظري درباره وجه تسميه اين قوم ابراز نشده است و از قرن هشتم به بعد است كه بعضي از مورخين چون حمدالله مستوفي، معين الدين نطنزي و قاضي احمدبن محمدغفاري كاشاني مطالبي در اين زمينه نوشتهاند . ماحصل اين نظرات در باب وجه تسميهلر چنين است ؛ برخي لرها را از نسل شخصي به نام لر دانستهاند . بعضي واژه لر را مشتق از كلمات ايراني چون لهراسب و غيره گرفته اند و برخي واژه لر را مخفف «اللور» به حساب آورده و تعدادي نيز «لر» را مخفف «لير» يا «لِر» به معني كوههاي پوشيده از جنگل دانسته اند.
مسعودی و ياقوت حموی «لرها» را در زمره طوايف كرد محسوب كرده اند. حمدالله مستوفي (قرن هفتم) از گروهي خبر ميدهد كه اواسط قرن ششم از جبلالسماق شام به بختياري مهاجرت كردهاند. و فضل الله العمري (در گذشته به سال 740) از وجود طوايف لر در شام و مصر گزارش داد است كه صلاح الدين ايوبي آنها را از آن مناطق رانده است.
مؤلف شرفنامه لرها را – چنانكه اشاره شد- يكي از شعبات كرد محسوب كرده است و اسامياي چون: دهكرد، شهركرد، رودخانه كردستان و نظاير آن دال بر پيوستگي تاريخي لرها با كردهاست.
مع الوصف اهل قلم لرستان تلاش كرده اند كه لرها را جدا از كردها بدانند و در اين امر نيز اصرار دارند. نمونهاي از اين دست كتاب «قوم لر» است كه علاقه مندان ميتوانند بدان رجوع كنند. اين طيف كوشيده اند كرد را به معناي صحرانشين و چادر نشين معني كنند تا بدين وسيله اشارتهاي مورخين به كرد بودن لرها توجيه گردد. از دلايل ديگري كه ذكر كرده اند اين است كه كردي جزء گروه زبانهاي شمال غربي ايراني است و لري جزء گروه زبانهاي جنوب غربي ايران. اين دليل در مورد لري صدق مي كند اما آيا ميتوان همين نكته را در مورد گويش لكي به كار بست. نكتهاي كه در آراء اين دسته خلل وارد كرده است، آن است كه لكي را به پيروي از تقسيمات جغرافيايي و سياسي و اداري يكي از گويشهاي لري دانسته اند چنانكه آقاي امان اللهي گفته است: «لرها به دو زبان لري و لكي صحبت ميكنند. »
حال آنكه به تصريح خود ايشان ، لكي جزء گروه زبانهاي شمال غربي است و محققان نير به اين نكته اشاره كردهاند چنانكه لرد كرزن گفته است:« ايشان (لرها) به هيچ وجه خوش ندارند كه در زمره كردها كه لك شمرده ميشوند، محسوب شوند.»
اين نكته كه از سويي خود را كرد نميشمارند و از سوي ديگر لكي را لهجه هاي از لري ذكر مي كنند، تعارض آشكاري ايجاد كرده است كه تلاش هاي عالمانه محققي چون دكتر امان اللهي هم نتوانسته است آن را بپوشاند . اين تضاد در تلاش مرحوم اسفنديار غضنفري امرايي به شكلي عيني نمود يافته است . ايشان كتابي تنظيم كرده اند به نام«گلزار ادب لرستان» كه جز چند قطعه شعري لري، مابقي اشعار متعلق به گويش هاي كردي لكي ، فيلي ، كلهري و زبان ادبي گوراني است و مؤلف به نحو عجيبي اصرار دارد همه اين آثار را لري بشمارد نه كردي. ايشان نمونه هايي از اشعار شاعران كرد در مناطق مختلف كردنشين انتخاب كرده است از جمله : منوچهر خان كوليوند ، غلامرضا اركوازي، صيدي اورامي، ملاپريشان دينوري، تمكين كرمانشاهي، خان الماس ، ميرزا شفيع كليايي، خاناي قبادي شهرزوري، و ...
اگر اين همه جزء محدوده لري قرار مي گيرد طبعاً اين دو گويش مفهومي يكساني مييابند و به قول باباطاهر :
اگر دل دلبره، دلبر كدومه
وگر دلبر دله، دل را چه نومه!
از مجموع اين مباحث حاصل مي شود كه لري جداي از لكي است. لكي يكي از زير مجموعه هاي زبان كردي است و لري علي رغم مشتركات بسيارش با كردي و اين كه از ديرباز در زمره كردي محسوب شده است ، با فاصله بيشتري نسبت به كردي و در زير مجموعه زبانهاي ايراني گروه جنوبي غربي قرار دارد و در حقيقت مي توان گفت كه لري حلقه هاي است كه كردي را به فارسي پيوند ميدهد . و البته شايان ذكر است كه لري خود به دو بخش لري رايج در لرستان و لري بختياري تقسيم ميشود كه با هم اختلافهاي نماياني دارند اما به هر حال عادتاً تحت عنوان «لري» قلمداد مي شوند.
جهت نتيجهگيري از بحث و رسيدن به نوعي تقسيم بندي واقع بينانه تر ، ناگريز از اشاراتي مختصر به زبان ادبي موسوم به گوراني هستيم و بحث مفصلتر در اين باره را به فرصتي ديگر موكول ميكنيم.
در قرون اخير در اكثر مناطق كردنشين نوعي زبان معيار ادبي رايج بود كه شاعران مناطق مختلف بدان آثارشان را ميسرودند. اين زبان ادبي تركيبي بوده است از گويش اورامي و ديگر گويشها مخصوصاً كردي جنوبي كه به « گوراني »شناخته تر است. حساب اين گويش معيار ادبي را بايد از گويش هاي رايج محاوره جدا دانست چه اين گويش معيار نوعي گويش تركيبي است كه به اتكاي آن نميتوان گوراني را همان اورامي يا بالعكس دانست.
اينك كه به نظر ميرسد كژتابيهاي قضيه دسته بندي گويش هاي زبان كردي تا حدي آشكار شده است، نگارنده اين گويشها را به ترتيب زير تقسيم بندي مينمايد.
1- كردي شمال غربي( كردي كرمانجي)؛ كه شامل لهجات مختلفي است و در مناطق كردنشين تركيه، سوريه، شمال خراسان و بخشهايي از كردستان عراق و آذربايجان ايران و مناطقي از جمهوريهاي شمالي مانند ارمنستان رايج است.
2- كردي شمالي(كردي سوراني)؛ كه شامل لهجات متعددي است و در كردستان عراق و ايران و بخشهايي از استان كرمانشاه و آذربايجان غربي بدان تكلم ميشود.
3- كردي ميانه(اورامي(هورامي))؛ كه گويشورانش در اورامانات ايران و عراق پراكنده اند. عدهاي زازاها را نزديك به اين دسته شمرده اند.
4- كردي جنوبي؛ كه شامل لهجه هاي كلهري- گوراني، فيلي و لكي است.
5- كردي جنوب شرقي ؛ كه شامل لري لرستان و لري بختياري است. لرها در استانهاي چهارمحال و بختياري، كهكيلويه و بويراحمد و بخش هايي از نواحي جنوب استان ايلام وشمال خوزستان ساكن هستند. لرها- چنانكه ذكر شد -به استناد روايات و كتب تاريخي همواره در زمره كردها محسوب شده اند گرچه مطالعات زبان شناسي بر اختلاف گويشي آنان با كردها تأكيد دارد و به نظر ميرسد چنانچه لرها مستقل از كردها مطالعه شوند، پسنديده تر باشد.
باز مي گرديم به كردي جنوبي و لهجات مختلف آن را به شرح زير بررسي ميكنيم.
الف: كلهری- گورانی؛ پيشتر اشاره كردم كه زبان ادبي گوراني با زبان محاوره و تكلم گوراني متفاوت است. اين گويش عمدتاً در كرمانشاه و بخشهايي از استان ايلام همچون ايوان و نيز در ميان پارهاي از طوايف ، رايج است. اين گويش با كردي فيلي كه در ايلام رايج است، اندك اختلافي از حيث صرف افعال و پارهاي واژگان (شايد كمتر از پنجاه واژه) دارد.
ب: كردي فيلی(Feyli) ؛ كردي فيلي گويش عمده مردم استان ايلام از جمله طوايف عمده و قديمي آن است و با اختلافاتي در شهرهاي ايلام، مهران، شيروانچرداول ، بدره و بخشهاي قابل توجهي از جنوب استان مانند دهلران، درهشهر، آبدانان و نيز مناطقي از كشور عراق نظير مندلي و خانقين و بدره رايج است.
در باب وجه تسميه اين گويش به «فيلي» ، گفتني است كه اين عنوان در بين مردم استان ايلام تا سالهاي اخير چندان شناخته شده نبود. اين نام را كردهاي ساكن عراق به واسطه واليان لر موسوم به فيلي بر ايلام رواج داده اند و منظورشان از كردهاي فيلي،كردهاي ساكن در مناطق تحت حكومت واليان موسوم به فيلي بوده است. شايد بتوان عنوان سنجيده تر براي كردي رايج در ايلام يافت اما از آنجا كه اين عنوان شهرت جهاني يافته و در همه جا اين گويش را بدين نام مي شناسند، ما نيز همين عنوان رايج را به كار مي گيريم.
ج- لكی ؛ اين گويش در سطح نسبتاً گستردهاي در استانهاي لرستان، كرمانشاه و بخشهايي از ايلام گويشوران بسياري دارد . گويش لكي از حيث صرف افعال و واژگان ، اختلافات چشمگيري با دو گويش ديگر كردي جنوبي ؛ يعني، كلهري- گوراني و فيلي دارد و پارهاي خصايص زبانياش همچون شيوه صرف افعال به كردي سوراني و هورامي نزديك است.
نكته آخر درباره كردي جنوبي آن است كه اين گويش ، زبان كردهاي شيعه مذهب است؛ به عبارتي كردي جنوبي ، كردي شيعي است و جز كردهاي خراسان كه كرد كرمانجاند و شيعه مذهب، مابقي شيعيان به اين گويش تكلم ميكنند. شايد يكي از دلايل كم توجهي محققان كرد به مطالعه اين گويش ، متأثر از اين نكته بوده باشد.